Jebhemelliiran1's Blog

جبهه ملی ایران خارج کشور انگلستان-امر یکا-سوئد-المان

مهدی کروبی در نامه ای خطاب به جنتی: اگر من فتنه گرم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم اید!

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 31, 2010


مهدی کروبی در نامه ای خطاب به جنتی: اگر من فتنه گرم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم اید!
سحام نیوز: مهدی کروبی در نامه ای به تهمت ها و اظهارات ناروای شیخ احمد جنتی اعتراض کرد. در بخشی از این نامه آمده است: عده ای به ریاکاری، دغل بازی، عوام فریبی، آدم کشی، دین فروشی و زاهد نمایی شهره آفاق گشته اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده صاف کن آنان برای دستیابی به اهدافشان بوده اید.
به گزارش خبرنگار سحام نیوز، کروبی در بخشی دیگر از این نامه افزوده است: اگر من فتنه گرم چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر.

مشروح کامل این نامه بدین شرح است:

بسمه تعالی

آیت الله آقای حاج شیخ احمد جنتی
دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران
با سلام
طبق اخبار و گزارشات منتشره از سوی برخی خبرگزاری ها و سایت های خبری، جنابعالی اخیراً به مناسبت تولد حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسجد جمکران قم سخنرانی سیاسی مبسوطی داشته اید و از اجتماع خالصانه و بی ریای مذهبی مردم مسلمانی که صرفاً با انگیزه های عقیدتی و جهت توسل و اظهار ارادت به حضرت حجت علیه السلام در آن مکان گرد آمده بودند، بدترین نوع سوء استفاده را کرده و با تکیه بر قدرت و مصونیت خیالی از پاسخگویی به آنچه می بافید مطالبی واهی، بی سند و تفرقه افکنانه را مطرح کرده و به آتش اختلافی که خود افروخته اید نفت نفرت و نفاق پاشیده اید.
در این میان آنچه علاوه بر تهمت ها و افتراهای نخ نما و تکراری شما به یاران امام خمینی و مدافعان حقوق اساسی ملت و قاطبه ی آزادگان و آزادی خواهان تازگی داشت آن بود که گفته بودید: «من سندی را بدست آوردم که آمریکائی ها یک میلیاردلار از طریق افراد سعودی که هم اکنون عامل آمریکا در کشورهای منطقه هستند به سران فتنه دادند و همین سعودی ها که به نمایندگی آمریکا صحبت می کردند، گفتند اگر توانستید نظام را منقرض کنید تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد».

آقای جنتی آنچه را شما فتنه می نامید و برایش سر و دست و پا می تراشید، انتخاباتی بود که طبق معمول توسط شما و اتاق های فکر هدایت کننده ی امثال جنابعالی در شورای نگهبان و وزارت کشور و … مهندسی شد تا در شکلی ظاهرالصلاح مطلوب مهندسان انتخابات را فراهم آورد. اما برخلاف انتظار و بر سیاق قاعده ی (( … والله خیرالماکرین)) تدبیر شما بند نمایان و دیگر اربابان قدرت کارساز نیفتاد و آش شوری که با تعجیل به کام ملّت فرو ریختید آنان را برآشفت و کاسه و کوزه بساط انتخابات فرمایشی شما را برهم ریخت. شما و دیگر طراحان ومهندسان سناریوی انتخاباتی نیز با کمال ناباوری و علیرغم ادعاهای پوشالی تمکین به رأی مردم اعتراض آنان را با شدیدترین وجه و بی رحمانه ترین شکل ممکن سرکوب کردید.
بعد هم در اوج وحشت از خشم مردم ژست پیروزی گرفتید و برای تکمیل پروژه های خویش دادگاههای نمایشی برگزار کردید تا بقایای هر صدای اعتراضی را به سکوت کشانده و مهر خاموشی بر گورستانی که خیالش را در سر پرورانده اید بنشانید. این روش استناد و صدور حکم متأسفانه همان روشی بوده است که بر اساس آن سال هاست بسیاری از فرزندان صالح این ملت را از دستیابی به حقوق خویش مثل انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم کرده است چون آنان نیز طبق همین نوع گزارشات همواره ردّ صلاحیت شده اند.

با این همه و پس از گذشته یکسال و اندی از آن ماجرا هنوز هم از آنچه کرده و پاسخی که دریافت کرده اید خواب خوش ندارید و هر آن در پی یافتن مستمسکی هستید تا نتایج خیالی که بافته و خلاف واقعی که ساخته اید را بر خود هموار سازید.

آقای جنتی در فرهنگی که شما پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم خلق کردید اگرچه گروهی را فتنه گر خواندید که اکثریت ملت ایران بودند و برای آنها سرانی را قلمداد کردید که حتماً مهدی کروبی هم از جمله ی آنهاست ولی در همان قاموس که خوشبختانه در میان ملّت به درستی شناخته شده است عده ای نیز به ریاکاری، دغل بازی، عوام فریبی، آدم کشی، دین فروشی و زاهد نمایی شهره آفاق گشته اند که بدون شک جنابعالی اگر از مصادیق بارز آنها نباشید جاده صاف کن آنان برای دستیابی به اهدافشان بوده اید.

اگر من فتنه گرم، چون معترضم؛ شما نیز شریک دزدان رأی مردم و نارفیق این قافله اید. چون ردپای اعمال نابخردانه شما در پس همه ی حوادث قبل و بعد از انتخابات مشهود است. و متأسفانه همه جا علیه مردم و به نفع جریان خشونت گرای سرکوب گر. امّا این بار به اتهام بهتانی که به سران به قول خودتان فتنه !! زده اید که از سعودی ها پول گرفته اند تا نظام را منقرض نمایند از شما اولاً شکایت می کنم آن هم در محاکم جمهوری اسلامی، اگرچه امیدی به رسیدگی ندارم. و ثانیاً این نامه را می نویسم که بدانید به آنچه گفته اید اعتراض دارم و همین جا از شما می خواهم که در این مورد هر دلیل و مدرک و سندی دارید افشا کنید وگرنه دروغگویی و رسوایی بیش از پیش شما را آشکارا و در هر کوی و برزنی و با هر روشی که ممکن باشد جار خواهم زد.

در پایان یادآور می شوم شما در پایان راهی هستید که زندگی نام دارد و هرچه کرده اید اگر با میل دست یابی به دنیا و متعلقات آنهم بوده باشد حتماً به مقصود رسیده اید. ریاست دنیا اگر بقا و وفایی داشت به امثال ما و شما نمی رسید.

آقای جنتی تاریخ تکرار می شود و بر سیاست ورزان است که عبرت بگیرند حتماً به خاطر دارید که پس از قیام ۱۵ خرداد و دستگیری امام و جمعی از علمای بزرگ و توده های مردم و کشتار ملت توسط سربازان و دژخیمان حکومتی در در شهرهای مختلف، رژیم شاه اعلام کرد که فردی به نام «جوجو» را در فرودگاه مهرآباد دستگیر کرده است که از سوی جمال عبدالناصر مبلغ دو میلیون تومان پول برای خمینی آورده است تا در جریان اغتشاش علیه رژیم مورد استفاده قرار گیرد.
طراحان و سناریو سازان وابسته به شاه معدوم آنقدر پخته به نظر می رسیدند که اگر دروغی هم می بافتند به گونه ای باشد که مورد پذیرش احتمالی عده ای از مردم واقع شود ولی شما و دوستانتان یا بهتر بگویم منابعتان وقتی متأسفانه دروغی هم می سازید نچسب و باور نکردنی است به خدا پناه می برم از جفایی که توسط مربیان دیانت و مروجان شریعت حکومتی بر روحانیت اصیل و مظلوم و مبلغان حقیقی اسلام و تشیع رفته است و می رود.

شما نیز به خدا پناه ببرید و از عقوبت آخرت بیمناک باشید توبه کنید و از محضر ملت رشید ایران طلب بخشش نمایید. امید است مردم و خدای بزرگ از گناهان شما در گذرند.

فاعتبروا یا اولی الابصار
مهدی کروبی
هفتم مردادماه 1389

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

ستار خان ،باقر خان و بابک کجایید ببینید به دختر شهرتان تجاوز میشود و مردم دیار آذربایجان دم بر نمیاورند

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 12, 2010


ستار خان ،باقر خان و بابک کجایید ببینید به دختر شهرتان تجاوز میشود و مردم دیار آذربایجان دم بر نمیاورنواقعا در عجبا از مردم تبریز که اینقدر به شجاعت و دلاوری زبان زد خواست و عام بودند حالا حتی جرات ندارند از ناموس شهر خود دفاع کنند .عزیزان آذری این که دیگر جنبش سبز نیست که بخواهید به بهانه اینکه فارسها برای ما کاریکاتور کشیدن با آن همکاری نکنید.یا بگویید حق ما را نداده اند و هزاران دلیل واهی …آری به نظر میرسد آذربایجان زبان اعتراض رسایش را بریده اند و آن صلابت ایستادگیش را خفه کرده اند. امروز این ناموس آذربایجان بود که بر باد رفت .امروز النا بابازاده بود که به او بارها و بارها تجاوز شد و مردم آن خطه سر در لاک خود خموش نشستند . بابک خرمیدن کجاست که از شرم ترک بودن خود را انکار کند. ولی النا بداند که ما فرزندان ایران زمین ایستاده ایم و تا زمان گرفتن خونبهای او و سایر شهیدان این مرز پر گهر از پای نمی نشینیم.برایمان فرقی نداره النا ترک بود یا فارس .برایمان فرقی ندارد چه عقیده و مذهبی داشت .برای ما مهم است که او بر آرمان خود ایستاد و در این راه به شهادت رسید. انتقام گیری از خون او نزدیک است.
فرزندان ایران زمین‎

http://sabzlink.com/modules/upload/attachments/thumbs/elena200x200.jpg

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

كشته شدگان يك انتخابات؛ مرگي كه هنوز انكار مي شود

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 8, 2010


كشته شدگان يك انتخابات؛ مرگي كه هنوز انكار مي شود

پزشكي قانوني ايران علت مرگ احمد نجاتي كارگر را نامعلوم اعلام كرده است

برگزاري دادگاه پرونده كهريزك و صدور حكم قصاص براي دو نفر از متهمان اين پرونده در شرايطي صورت گرفته كه هنوز ابهامات زيادي در مورد تعداد كساني كه در جريان بازداشت يا به دليل برخوردهاي صورت گرفته در دوران بازداشت در اين بازداشتگاه جان خود را از دست دادند وجود دارد.

خانواده اين كشته شدگان با ابراز نارضايتي از روند بررسي پرونده مرگ نزديكان خود خواستار رسيدگي به دلايل كشته شدن آنها و معرفي و مجازات عاملان اين مرگ ها هستند.

احمد نجاتي كارگر، يكي از كساني است كه در جريان حوادث بعد از انتخابات جان خود را از دست داد.

منزلت محمدي، مادر آقاي نجاتي كارگر مي گويد كه مسئولان قضايي پرونده پسرش را مختومه اعلام كرده اند و از طرف ديگر در برنامه ۲۰.۳۰ صدا و سيماي ايران، كشته شدن فرزندش انكار شده و اعلام شده كه او زنده است.

نام احمد نجاتي كارگر در فهرستي كه كميته پيگيري حوادث بعد از انتخابات از كشته شدگان اين حوادث تهيه كرده و توسط سايت نوروز منتشر شده بود، به چشم مي خورد.

بنابرگزارش سايت نوروز، احمد نجاتي كارگر بر اثر ضرب و شتم در بيمارستان جان باخته و در قطعه ۲۱۳ رديف ۱۵ شماره ۳۵ بهشت زهراي تهران دفن شده است.

آقاي نجاتي كارگر در مدت كوتاهي بعد از آزادي از زندان در تاريخ ۲۲ تير ماه سال گذشته به بيمارستان منتقل مي شود و در تاريخ ۱۵ مرداد از بيمارستان خبر فوت او را به خانواده اش مي دهند. خانواده، جنازه او را ۱۷ مرداد تحويل مي گيرد در حاليكه پزشك قانوني علت مرگ او را نامعلوم اعلام كرده بود.

با وجود گذشت بيش از يك سال از كشته شدن آقاي نجاتي كارگر، خانواده او هنوز اطلاع دقيقي از محل نگهداري او در زمان بازداشت ندارند.

منزلت محمدي، مادر احمد نجاتي كارگر در گفت و گو با بخش فارسي بي بي سي گفت كه پسرش بر اثر شدت شكنجه هر دو كليه خود را از دست داده بود و در مدتي كه در بيمارستان بستري بود روزي دوباره دياليز مي شد و از سوي ديگر ريه هاي او هم دچار عفونت شده بود.

او گفت: «زماني كه قرار بود جنازه را براي دفن تحويل بگيريم پزشك اش در بهشت زهرا با ما تماس گرفت و به ما گفت كه پيگير كشته شدن فرزندتان باشيد كه او قبل از مرگ كتك خورده است. آن زمان ما حرفي نزديم چون پدرش گفت مبادا جنازه را تحويل مان ندهند. چيزي نگفتيم و بچه را دفن كرديم و منتظر جواب پزشك قانوني شديم.»

خانم محمدي گفت كه پس از دفن به دادسرا شكايت كردند و نزديك به هشت ماه طول كشيد تا جواب پزشك قانوني را بدهند.

او افزود: «اصلا نمي خواستند به ما جواب را بدهند. اينقدر پدرش گريه كرد و گفت كه من بايد بفهمم چه اتفاقي براي پسرم افتاده كه بالاخره نامه پزشك قانوني رسيد.»

دليل فوت اكبر نجاتي كارگر در نامه پزشك قانوني نامعلوم ذكر شده و هيچ اشاره اي به ناراحتي كليه در آن نشده بود.

خانواده اكبر نجاتي كارگر نسبت به راي اوليه دادگاه و همچنين نامه پزشك قانوني اعتراض مي كنند. اما دادگاه تجديد نظر هم راي قاضي دادگاه اوليه را تاييد مي كند و دليل مرگ را نامعلوم ذكر مي كند.

بر اساس گزارش منتشره در وبسايت نوروز، حداقل ۷۲ نفر در حوادث پس از انتخابات سال گذشته كشته شدند

منزلت محمدي گفت: «قاضي پرونده را بست و گفت معلوم نيست اين بچه به چه علت فوت كرده است.»

خانم محمدي گفت بارها اعلام كرده فقط خواهان شناسايي عاملان كشته شدن فرزندش است، اما هنوز هيچ كس به او جوابي نداده است و مسئولان هم با آنها همكاري نمي كنند.

برخي معتقدند شايد احمد نجاتي كارگر در بازداشتگاه كهريزك زنداني بوده است. او پس از آزادي از زندان و قبل از بستري شدن در بيمارستان چند روزي را در خانه و در كنار خانواده اش گذرانده است.

خانم محمدي با اشاره به آن روزها گفت: «پسرم هر چيزي را براي ما تعريف نمي كرد. من فقط اصرار مي كردم كه با تو چكار مي كردند؟ چه اتفاقاتي افتاد؟ و او مي گفت از صبح تا شب فقط كتك مي خورديم. شب هم يك سيب زميني و يك تكه نان بربري به ما مي دادند.»

مادر اكبر نجاتي كارگر در ادامه به ديد و بازديدهاي مادران عزادار اشاره كرد و گفت: «خانم هايي كه به ديدن ما مي آمدند گفتند كه به احتمال زياد احمد در كهريزك بوده. چند نفر ديگر هم كه در كهريزك زنداني بوده اند و الان زنده هستند هم به ديدن ما آمدند و گفتند در كهريزك هم به ما فقط سيب زميني و نان مي دادند.»

تلويزيون ايران در گزارشي كه ماه ها پيش در برنامه خبري ۲۰.۳۰ پخش شد، فهرست منتشر شده در سايت نوروز را نادرست خواند و از جمله به نام احمد نجاتي كارگر اشاره كرد.

گزارشگر برنامه گفت كه دو گروه خبري پيگير ماجراي احمد نجاتي كارگر شدند كه يكي از آنها به قطعه ۲۱۳ بهشت زهرا رفت.

دوربين سنگ قبر شماره ۳۵ رديف ۱۵ قطعه ۲۱۳ را نشان مي دهد و گزارشگر هم مي گويد كه روي اين سنگ نام مهدي اكبر نجاتي كارگر حك شده كه در سال ۱۳۸۱ يعني هفت سال قبل فوت شده است. البته گزارشگر به تابلوي كوچكي كه بالاي آن قبر ديده مي شده كه نام احمد نجاتي كارگر روي آن نوشته شده هم اشاره مي كند.

در ادامه اين گزارش آمده كه گروه دوم به وبلاگي برمي خورند كه نويسنده آن احمد نجاتي كارگر است و وبلاگش را با اين مطلب به روز كرده كه با ديدن اسمش در ليست سايت نوروز چشمانش از تعجب از حدقه درآمده است.

خانم محمدي گفت كه فرزندي به نام مهدي داشته كه چند سال پيش فوت كرده و قبري كه تلويزيون ايران نشان داد متعلق به اوست. اين قبر دو طبقه است كه احمد در طبقه بالاي آن دفن شده است.

حكومت ايران تنها كشته شدن سه نفر از معترضان به انتخابات در بازداشتگاه كهريزك را پذيرفته است

او افزود: «يك شب ديديم تمام دوستان، آشنايان و فاميل زنگ زدند كه اخبار ۲۰.۳۰ تلويزيون را ببينيد. ما هم ديديم كه دوربين را برده اند سر قبر پسرم.»

او در توضيح ماجرا گفت: «وقتي خواستند سنگ را بلند كنند سنگ شكسته بود و ما فكر كرديم حالا همين سنگ را بياندازيم تا سنگ جديد حاضر شود.»

منزلت محمدي گفت: «آنوقت ديديم اخبار ۲۰.۳۰ دارد سنگ را نشان مي دهد و مي گويد ببينيد اين خانواده شياد قبر پسرشان را كه چند سال پيش فوت كرده را به دروغ مي گويند قبر احمد است. واقعا آبروي ما را بردند. فاميل ها گفتند كه مي گويند احمد زنده است براي اينكه به حرف هاي ۲۰.۳۰ خيلي ايمان داشتند. البته الان فهميدند كه دروغ بود ولي آن زمان مي گفتند شايد راست مي گويند.»

خانم محمدي گفت كه براي مجاب كردن خانواده اش به كشته شدن فرزندش خيلي تلاش كرد و گفت دوستان احمد از جنازه او در غسالخانه فيلمبرداري كرده اند.

او افزود: «در اين ماجرا خيلي به ما صدمه خورد. ما مي خواستيم كاري به اينها نداشته باشيم و واگذارشان كنيم به خدا. اما آبروي ما را بردند.»

نسرين ستوده، وكيل پايه يك دادگستري يكي از وكلاي پرونده احمد نجاتي كارگر است. او گفت كه به همراه ژينوس شريف رازي، ديگر وكيل پرونده احمد نجاتي كارگر شكايتي را عليه صدا و سيما تنظيم كرده اند.

او گفت: «تا اين لحظه كه بيش از نه ماه از تاريخ طرح اين شكايت مي گذرد هيچ پاسخي به شكايت ما داده نشده است. توجه داشته باشيد قضيه به حيات يك جوان در كشور مربوط بوده كه اين چنين با بي توجهي با آن برخورد مي شود.»

خانم ستوده در ادامه گفت كه وكلاي اين پرونده عليه وبلاگ نويسي هم كه به گفته برنامه ۲۰.۳۰ خودش را احمد نجاتي كارگر معرفي كرده بود شكايتي را به دادسراي ويژه رسيدگي به جرايم رايانه اي ارائه كرده اند كه آنها از پذيرش اين شكايت خودداري كردند.

او افزود: «اعلام كردند يافتن كسي كه خود را احمد نجاتي كارگر معرفي كرده بود براي آنها امكان پذير نيست. توجه داشته باشيد در جامعه اي هستيم كه تقريبا تمام وبلاگ نويسان زير فشار قرار دارند و تعداد زيادي از آنها مجبور به ترك ايران شده اند. تلاش ما براي طرح شكايت به سازمان قضايي نيروهاي مسلح و درخواست رسيدگي توامان با قضيه پرونده كهريزك به نتيجه نرسيد و سازمان مربوطه از اخذ شكايت خودداري كرد.»

در سال گذشته، خانواده هاي بازداشت شدگان در اعتراض به بازداشت نزديكانشان بارها مقابل زندان اوين تجمع كرده اند

منزلت محمدي با وجود گذشت يكسال از مرگ فرزندش هنوز از پيدا كردن عاملان كشته شدن او نااميد نشد است و مي خواهد بداند چه كساني باعث كشته شدن فرزندش بودند.

خانم محمدي گفت: «دلم مي خواهد بدانم چه كسي بود. چه كسي هست. اصلا چرا و به چه گناهي. مگر اينها چه گناهي كرده بودند. چقدر سن داشت؟ ۲۲ سال! يك بچه ۲۲ ساله چه چيزي از سياست مي فهمد؟»

بيش از يك سال از حوادث بعد از انتخابات جنجال برانگيز ايران مي گذرد. اگر چه در روزهاي گذشته دو نفر از متهمان پرونده كهريزك به قصاص نفس محكوم شدند اما اين احكام هم واكنش هايي را از جانب سازمان هاي بين المللي حقوق بشر مانند عفو بين الملل، مخالفان دولت و همچنين برخي چهره هاي اصولگرا از جمله پرويز سروري، نماينده مردم تهران برانگيخت.

آنها خواهان شناسايي و محاكمه مقصران اصلي وقايع كهريزك هستند. در اين ميان بسياري از خانواده هايي كه نزديكانشان را در حوادث بعد از انتخابات سال گذشته از دست داده اند هم از روند رسيدگي به پرونده ها و شناسايي عاملان كشته شدن فرزندانشان ابراز نارضايتي مي كنند.

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

عکس؛ دیدار احمدی نژاد با جادوگر آفریقايی برای پیش بینی اوضاع

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 8, 2010


عکس؛ دیدار احمدی نژاد با جادوگر آفریقايی برای پیش بینی اوضاع

عکس؛ دیدار احمدی نژاد با جادوگر آفریقايی برای پیش بینی اوضاع

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

کشته شدن یک بازاری تو سط لباس شخصیها

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 8, 2010


یک بازاری 68 ساله توسط نیروهای امنیتی امروز ظهر در بازار پارچه کشته شد

***

خبر موثق / لحظاتی پیش عزیزالله کاشانی پارچه فروش صاحب نام در پی حمله تعدادی بسیجی در بازار که با چاقو به شدت به ایشان حمله کردند در بیمارستان جان سپرد

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

حمله لباس شخصی ها به بازاریان تهران

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 8, 2010


حمله لباس شخصی ها به بازاریان تهران

گزارش دریافتی: خبر فوری / ساعت 15 روز چهارشنبه
لحظاتی پیش در بازار پارچه فروشان ، با حضور و پشتیبانی یگانهای نیروی انتظامی تعدادی لباس شخصی به حجره های پارچه فروشان که در پی اعتصابات روز گذشته امروز چهارشنبه نیز از باز کردن مغازه هایشان با وجود هشدارهایی که از طریق بلندگوی نیروی انتظامی در بازار جهت باز کردن مغازه ها داده میشد امتناع ورزیده بودند حمله ور شدند و کرکره های بسته تعدادی از حجره ها را شکافتند و خسارات زیادی را از جمله شکستن ویترین ها میزها . پرت دادن پارچه ها و اشیا داخل مغازه ها به بیرون . وارد کردند
این حرکت لباس شخصی ها با اعتراض دیگر بازاریان روبرو شد که منجر به درگیری بازاریها و عده ای از مردم با نیروی انتظامی و لباس شخصی ها گشت که در پی آن بازاری معروف حاج عزیزاله کاشانی توسط لباس شخصیها با ضربات چاقو به شدت زخمی و دچار خونریزی از ناحیه صورت و کتف شد که توسط مردم بلافاصله به بیمارستان منتقل شد . حال ایشان بسیار وخیم گزارش شده
آشوب و نا آرامی در بازار تهران همچنان ادامه دارد . شعار مرگ بر دیکتاتور مردم در مقابل نیروهای امنیتی بسیار شنیده میشود
جو بازار در ساعت 15 بسیار ملتهب است و درگیری در بازار ادامه دارد


ادامه ناآرامی و اعتصاب در بازار/شعار مرگ بر دیکتاتور

خبرگزاری هرانا – بازار تهران صبح امروز نیز دستخوش نا آرامی و اعتصاب بازاریان بود.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، به گزارش شاهدان عینی از بازار تهران، جمعی از بازاریان در اعتراض به سیاستهای مالیاتی دولت صبح امروز بازهم دست از کار کشیدند.

این گزارش حاکیست که نیروی انتظامی با بلندگو از بازایان خواست که در مغازه های خود را بازکنند.

با این حال از دالان های سرای پارچه فروشان، پاساژ قائم، بازار قماش و پرده ، بازار عباس آباد صدای هو کردن نیروی انتظامی توسط بازاریان و مرگ بر دیکتاتور می آید.

هم چنین در لحظه تنظیم خبر نیز بازار کیلویی ها به اعتصابات پیوست، بازار زرگران نیز اعلام کردند که روز یکشنبه به اعتصاب خواهند پیوست.

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

توكلي در مجلس: اعمال تبعيض آميز قانون از اعتبار جمهوري اسلامي مي كاهد

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 7, 2010


توكلي در مجلس: اعمال تبعيض آميز قانون از اعتبار جمهوري اسلامي مي كاهد چاپ ارسال به رفقا
۱۵ تير ۱۳۸۹
احمد توكلي نماينده مردم تهران در مجلس روز سه شنبه در نطق ميان دستور خود، عواملي كه باعث ناكارامدي و ضعف قواي سه گانه و تضعيف قانون مي شود را تشريح كرد.
به گزارش الف، متن كامل نطق توكلي به اين شرح است:
خدمت به مردم يك ركن اصلي هر حكومتي است و خود موجب افزايش مشروعيت آن است. در جمهوري اسلامي خدمت به مردم اهميت مضاعف دارد، چراكه با آبروي دين نيز ارتباط مي‌يابد.
روند يكي دو سال اخير، به‌ويژه فتنه پس از انتخابات پارسال، هزينه‌هاي زيادي را بر كشور تحميل كرد كه كاهش فرصت خدمت يكي از آنهااست. افزايش خدمت به مردم محتاج مشاركت‌ آنان در امور كشور است كه اين مشاركت در وضعيت نااطميناني سياسي كاهش مي‌يابد. بر اين بيفزاييد تأثيري كه اين حوادث در برانگيختن طمع بيگانگان سلطه‌طلب و ايران‌ستيزي آنان داشته است. تحريم‌ها به‌طور طبيعي باعث افزايش هزينه‌هاو كاهش نسبي رفاه عمومي مي‌شود. البته ملت و حكومت در استيفاي حق رشد علم و فناوري و حفظ استقلال مصممند و هزينه مبارزه را نيز مي‌پذيرند. خدماتي كه در كشور مي‌شود به‌كنار، سهم مسائل سياسي در كاهش خدمت نبايد ما را از قصورها و تقصيرهايمان غافل سازد. سوء‌تدبير و سوءعملكرد مسئولان نيز از عوامل مؤثر در كندي نسبي رشد معيشت ملت بوده است، كه اختلافات كاهنده ميان قوا يكي از آنهاست. يك شرط اساسي توفيق نظام در خدمت به مردم و اعتلاي اسلام و ايران، حفظ وحدت است. قانون اساسي را كه مردم به آن رأي داده‌اند، براي كساني تدوين كرده‌اند كه مي‌خواهند با هم كار كنند، نه پيكار. البته وحدت با اختلاف آرا و تنوع روش‌ها تضادي ندارد، به شرط آنكه عقل كارشناسي حاكم باشد و براي رفع اختلاف به مرجع مورد قبول يعني قانون رجوع كنيم و اگر اختلافي باقي ماند، همگي به الزامات رهبري بصير و عادل تن دهيم.
قانون اساسي وظايف و اختيارات هر قوه را به روشني بيان كرده است. اگر در فهم آن نيز اختلافي پديد آيد، رافع اختلاف را تفسير شوراي نگهبان قرار داده (اصل 98) و اگر اختلاف در فهم قانون عادي باشد، تعيين تكليف را به مجلس سپرده(اصل 73)، رئيس‌جمهور را كه با رأي مستقيم مردم انتخاب مي‌شود، مجري قانون قرار داده (اصل 113) و او را موظف دانسته كه مصوبات مجلس را پس از طي مراحل قانوني امضا كند و براي اجرا در اختيار مسئولان قرار دهد (اصل 123) و مصوبات دولت را نيز محتاج تأييد رئيس‌ مجلس دانسته تا با متن و روح قوانين مخالف نباشد (اصل 138)، تعيين اختيارات وزيران را نيز به مجلس سپرده (اصل 133) و رئيس‌جمهور و وزرا را در قبال مجلس پاسخگو دانسته (اصول 122 و 137) و امضاي ده نماينده براي استيضاح وزير و امضاي يك‌سوم نمايندگان مجلس براي استيضاح رئيس‌جمهور را كافي شمرده و با رأي دوسوم نمايندگان عدم كفايت وي اعلام مي‌شود(اصل 89)، حتي اگر جمع آراي اين دسته از نمايندگان به نصف آراي رئيس‌جمهور هم نرسد.
تا اينجا معلوم است كه كلام گوهربار امام (ره) كه فرمود «مجلس در رأس امور است» عصاره قانون اساسي است، مشروعيت كاركرد قواي مجريه و قضائيه در پيروي از مصوبات مجلس است و دستوراتي كه رهبري نظام صادر مي‌كنند. كارِ خودِ مجلس نيز تحت حاكميت قانون آيين‌نامه داخلي مشروع است كه از  قوانين عادي محكم است، چرا كه براي تصويب آن طبق قانون اساسي رأي دوسوم حاضران لازم است.
مي‌بينيد كه همه‌جا اين قانون است كه بايد حكومت كند. پس قوام كشور به احترام قانون و قانون‌پذيري متكي است. اعتبار قانون نيز به رفتار قانونگذاران و مسئولان ديگر وابسته است. در سال‌هاي اخير رفتارهايي مشاهده گرديده كه به تضعيف قوه مقننه و بالمآل به تضعيف قانون ‌انجاميده است. حال از اين زاويه نگاهي به مجلس و دولت بيندازيم:

چه عوامل دروني و چه عوامل بيروني مذكور، تضعيف مجلس را به‌دنبال دارد كه خطري جدي است. اين تضعيف، در ماجراي مربوط به دانشگاه آزاد خود را نشان داد، هنگامي كه جمعي از دانشجويان و غيرآنان، اكثرا براي دفاع از ارزش‌ها، در اعتراض به مصوبه دانشگاه آزاد مقابل مجلس حضور يافتند. برخي از آنان با بدترين الفاظ از نمايندگان رأي‌دهنده و حتي مجلس ياد كردند و از ماجراي محمدعلي شاه و مجلس مشروطه سخن رانده شد. اين زنگ خطر است. هر سه قوه بايد صداي ناهنجار اين زنگ را بشنوند. بدون مجلس در رأس امور خدمت پايدار مقدور نيست و به‌جاي خدمت به آزادي و تعالي مردم، استبداد و فساد گسترش خواهد يافت. راه نجات وحدت در سايه پذيرش قانون و دستورات رهبري است.

1. مجلس: براي آنكه همه به قانون احترام بگذارند و به قانون‌پذيري تشويق شوند لااقل دو شرط ضروري است: اول استحكام قانون كه نتيجه تدوين عاقلانه، عالمانه و واقع‌بينانه آن است. دوم عادلانه بودن قانون است. يعني نبايد چنين برداشت شود كه در تصميمات نمايندگان منافعي غير از منافع مردم در ميان است. اما در عمل وقتي منافع حوزه انتخابيه وزني بيش از منافع ملي مي‌يابد، يا نگاه كلان ضعيف ومنافع بخشي و خرد وجه همت مي‌شود، گاهي كه سؤال يا امضاي استيضاح يك وزير در قبال مثلاً عزل يا نصب رئيس فلان اداره در حوزه انتخابيه پس گرفته مي‌شود، يا بعضاً پيوندهاي قومي تعيين‌كننده رئيس كميسيون مي‌گردد يا در تجليل از اين مقام دولتي يا آن مسئول دانشگاهي كه هر دو زير سؤال و اتهام هستند، بيانيه منتشر مي‌شود يا به طرز غيرعادي طرحي در دفاع از يك دانشگاه پرمسئله در دستور قرار مي‌گيرد و به جاي اخطار قانون اساسي، طرح مساله‌دار رأي مي‌آورد يا گاهي پيشنهادهاي خلق‌الساعه كارشناسي نشده كه بار مالي سنگين دارد، رأي مي‌آورد، وقتي آدم‌هاي مسئله‌دار به‌عنوان مشاور به مجلس راه مي‌يابند يا هنگامي كه موضوعي با لابي قدرتمند بيروني از طرف دولت يا غير دولت به كرسي مي‌نشيند يا موضوعي به‌رغم مخالفت كارشناسان مراجع مختلف، رأي مي‌آورد، چه نتيجه‌اي را در افكار عمومي انتظار داريم؟ گرچه اكثر اين موارد بحمدا… شيوع ندارد و حتي برخي از آنها نادر است، و نافي خدمات نمايندگان مجلس نيست، ولي در همين حد هم تضعيف اعتماد به قانونگذار و بالمآل تضعيف قانون است. راه‌حل ساده نيست، ولي يك ركن آن پر كردن خلأ نظارتي بر ما نمايندگان است، امري كه رهبر معظم در ملاقات اخير بر آن تأكيد فرمودند. 2- قوه مجريه: رئيس‌جمهور محترم برداشت خاصي از اصل 113 كه رئيس‌جمهور را مجري قانون اساسي مي‌شمارد، دارد. او براساس اين برداشت به خود حق مي‌دهد اگر به زعم خويش مصوبه‌اي را با قانون اساسي ناسازگار ديد از اجراي آن خودداري كند. بر نادرستي اين برداشت نامه شوراي نگهبان تأكيد كرده است. يا به خود اجازه مي‌دهد كه اگر قانوني را به مصلحت نديد از ابلاغ آن خودداري كند يا بدتر از آن در مقابل چشمان متعجب مردم در سيما بگويد من آن را اجرا نمي‌كنم. يا با تغيير نام مصوبات دولت به مصممات، آن‌ها را براي رئيس مجلس نفرستد يا از اين صريح‌تر كه متأسفانه اخيراً پيش‌آمده، دستور دهد كه مصوبات و آيين‌نامه‌هاي دولت براي مجلس فرستاده نشود. يا از شركت در مجمع تشخيص مصلحت در اجراي اصل 112 و حكم رهبري خودداري ورزد. يا در برابر اجراي قانون آيين دادرسي درباره برخي از همكاران اصلي خويش مقاومت نمايد. اين رفتارها نه تنها موجب تضعيف قوه مقننه و قانون است، بلكه درس گردن‌كشي در برابر قانون را به ديگران مي‌آموزد.

(توجه: از اين قسمت به بعد، فرصت توكلي براي ادامه نطق اش به پايان رسيد و به همين دليل، بخش مربوط به قوه قضايه  كه در ادامه مي آيد، در صحن علني مجلس خوانده نشد)
3- قوه قضائيه: قانون اساسي قوه قضائيه را مسئول گسترش عدالت، احقاق حقوق و آزادي‌هاي مردم قرار داده است و چنان كه ديديم قانون بايد بر همه اركان و اعمالش حاكم باشد. عدالت وقتي محقق مي‌شود كه قانون بر دارا و ندار، قوي و ضعيف، خويش و بيگانه، رفيق و رقيب، مقامات و مردم عادي يكسان حاكم شود. مثلاً در همين رسيدگي به جنايت بازداشتگاه كهريزك كه جا دارد از همت قوه قضائيه تشكر كنم، جاي سؤال باقي است كه چرا آمر به انتقال بازداشت‌شدگان به كهريزك كه سبب‌ساز اول بود در ميان متهمان نبود؟ چرا هيچ اسمي از مقام قضايي كه آن جوانان را به‌رغم اطلاع و اشرافي كه به وضعيت بازداشتگاه داشت به آنجا گسيل كرد و در گزارش رسمي هيئت بررسي‌كننده مجلس، مسبب اصلي اعلام شد برده نمي‌شود؟ وقتي جنايت كهريزك رسيدگي مي‌شود، چرا فاجعه دردآور كوي دانشگاه تهران كه دو بار با وحشيگري مشابهي روبرو شد موضوع رسيدگي قرار نمي‌گيرد، درحالي كه رهبري مكرراً تأكيد فرموده‌اند؟ چرا در پرونده سوء‌استفاده از شركت بيمه ايران عوامل مباشر ولي بي‌قدرت ماه‌هاست در زندان به‌سر مي‌برند، ولي آن صاحب منصب بلندپايه زير چتر حمايت قدرت حتي هنوز احضار هم نشده است؟ وقتي قانون با تبعيض اعمال شود سست و تدريجاً بي‌اعتبار مي‌گردد، در نتيجه از اعتبار جمهوري اسلامي كاسته مي‌شود.

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

امام جمعه : زنان بی حجاب مانند اتوبوس اند +عکس

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئیه 6, 2010


نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

حسینیان: آخه باباجون، ما خودمان «والله» یه زمان «قاتل» بودیم|روزنامه صبح امروز

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئن 25, 2010


تیتر روزنامه «صبح امروز» به نقل از روح الله حسینیان ( نماینده کنونی مجلس ) این روزنامه زمان اصلاحات چاپ می شد.
http://myup.org/images/p32c2hbs0z2bls2ewd47.jpg

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

Fw: لاري جانی تو غلط کردی حکم ولی فقيه را به رای گذاشتی مونه ای از ادب گرگهای پیرو ولایت

نوشته‌شده به دست علیر ضا پور در ژوئن 25, 2010


لاري جانی تو غلط کردی حکم ولی فقيه را به رای گذاشتی   مونه ای از ادب گرگهای پیرو ولایت

نوشته شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.